أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
406
قانون ( فارسى )
بكشد و غذاهاى تندمزه بخورد كه به وسيلهء غذاى تندمزه قى كند ، نه به منظور ديگرى و وسيلهء داروهاى ذكر شده براى پاكسازى ، پاكسازى شود . آنگاه اگر مصلحت ديدى بگذار شير خوردن را چنان كه قبلا مىخورد از سر گيرد و ادامه دهد . و بايد در سال چندين بار اين دستورات تكرار شود . اگر بيمارى جذام از مراحل اوليه گذشته بود و جذام ريشه دوانيده بود ، نبايد خونگيرى به عمل آيد و نبايد در اسهال دادن بيمار داروى اسهالى قوى به كار برد ؛ زيرا از داروى اسهالى قوى و نيرومند خلطهاى ناباب ريختنى به حركت درمىآيند ، اما از بدن جدا نمىشوند . بايد داروى اسهالى تأثير اندك داشته باشد و همان قدر باشد كه خلط ناباب را به سوى رودهها روانه سازد . همچنين در اين مرحله داروهايى از خارج بر بدن استعمال كن كه تحليلبرنده و پراكندهكنندهء خلط باشند . داروهاى تناولى مناسب حال جذاميانى كه از مراحل اوليه گذشتهاند به قرار زير است : نسخه : سركه به وزن ده مثقال و نيم ، قطران به وزن ده مثقال و نيم ، افشرهء كلم بيابانى به وزن بيست و يك مثقال . همه را درهم مخلوط كن ! بيمار صبح و شام از آن تناول كند . نسخهء ديگر : سونش دندان بزرگ فيل ( عاج ) به وزن ده قيراط را در بيست و يك مثقال شراب و روغن حيوانى مخلوط كنند بخورند . صمغ انگدان را با عسل بسرشند و به اندازهء يك عدد گردو بخورند . پياز دشتى به وزن ده قيراط را با عسل مخلوط كنند تا انگشت پيچمانند مىشود ، از آن بخورند . زيره به وزن پنج درهم را در آن قدر عسل بسرشند كه به قوام انگشت پيچ درآيد ، سپس تناول كنند . افشرهء پونه نيز بسيار خوب است ؛ از وزن سى و يك مثقال و نيم تا شصت و سه مثقال از آن بخورند فايده بينند . بايد احيانا و گاهگاهى به قصد معالجه ماهى نمك سود بخورند و آن را دارو حساب كنند . مگر به قصد قى كردن ناگزير از خوردن چيزهاى تندمزه باشند ، و گرنه نبايد هرگز غذا يا داروى تندمزه بخورند ، به استثناى تيزمزههاى ديگ ابزارى كه در غذا مىريزند و چندان اثر تندمزگى ندارند . در بعضى حالات ، در علاج بيماران جذامى ، داغگذارى نيز مورد استفاده واقع مىشود . داغ را بر انواع اندامهاى مختلف مانند : جاندانه ، درزهاى سر ، بيخ حنجره ، گيجگاهها ، پشت گردن ، بند استخوانهاى دستان و بند استخوانهاى پاها مىگذارند - كه اينها را همه در علاج جذام سزاوار داغ گذاشتن مفيد مىدانند .